ای مرز پرگهر (پایه چهارم)
​​​​​​​

خواننده : غلامحسین بنان
شاعر : حسین گل گلاب
ملودی : روح الله خالقی
در شهریور 1323زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب استاد دانشگاه تهران و تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد. او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.  غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟  او ماجرا را تعریف می کند و می گوید: کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند ! سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید: ای ایران ای مرز پرگهر / ای خاکت سرچشمه ی هنر / دور از تو اندیشه بدان / پاینده مانی و جاودان / ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم / جان من فدای خاک پاک میهنم… همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف “ای ایران” در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
دور از تو بادا اهرمن
ایران من ایران من
سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

سفر برای وطن (پایه دوم)
خواننده : محمد نوری
شاعر : نادر ابراهیمی
آهنگساز : فریدون شهبازیان
نادر ابراهیمی» ترانه‌ای به یادماندنی با نام «سفر به خاطر وطن» برای ایرانیان سروده، كه «محمد نوری» پس از سال‌ها آن را در مراسم «چهره‌های ماندگار» سال 85 بازخوانی كرده است. طرح اولیه این آهنگ از خود مرحوم ابراهیمی بوده است و ساخت نهایی این قطعه بر عهده فریدون شهبازیان بوده است كه تنظیم‌كننده اركستر و رهبر گروه نوازندگان هم بوده است. اجرای سال 85 این قطعه با تك نوازی ساز پیانو صورت گرفته است. این قطعه پیش از انقلاب اسلامی، برای یكی از سریال‌های تلویزیونی ساخته نادر ابراهیمی ساخته شده است كه ظاهرا واكنش ساواك را هم در پی داشته و ساواك به ابراهیمی گفته بود كه تو چه كسی هستی كه براى ایران خون دل‌ خورده‌ای!!!
 
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها كرده‌ایم، چه سفرها كرده‌ایم
ما برای بوسیدن خاك سر قله‌ها
چه خطرها كرده‌ایم، چه خطرها كرده‌ایم
ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود
خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم
ما برای آنكه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده‌ایم، رنج دوران برده‌ایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها كرده‌ایم، چه سفرها كرده‌ایم
ما برای نوشیدن شورابه‌های كویر
چه خطرها كرده‌ایم، چه خطرها كرده‌ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاك
خون دل‌ها خورده‌ایم، خون دل‌ها خورده‌ایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاك
رنج دوران برده‌ایم، رنج دوران برده‌ایم
 

وطنم (پایه سوم )
خواننده: سالار عقیلی
شاعر : افشین یداللهی
آهنگساز : بابک زرین
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها
ایستادی به جنگ رودررو
خنجر از پشت میزند دشمن
گویی از ما و در نهان برما
وطنم پشت حیله را بشکن
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
رگت امروز تشنه ی عشق است
دل رنجیده خون نمیخواهد
دل تو تا ابد برای تپش
غیر از عشق و جنون نمیخواهد
شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود
وای برمن اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها
کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها
از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و است
می شود با تو دل به دریا زد
می شود با تو دل به دنیا بست
 ​​​​​​​

- تصنیف سپیده (پایه اول)
خواننده : محمدرضا شجریان
شاعر : هوشنگ ابتهاج
ملودی : محمدرضا لطفی
«سپیده  معمولاً به نام «ایران، ای سرای امید» هم شناخته می‌شود، عنوان یکی از تصنیف‌های ساخته‌شده توسط محمدرضا لطفی است. شعر این تصنیف توسط هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) سروده شده و با صدای استاد محمدرضا شجریان ساخته شده‌است. این تصنیف، در همان روزهای نخست انقلاب ۱۳۵۷ ایران ساخته شده و بنابر گفته مسئولین وقت، خودش آن را در شب پیروزی انقلاب ایران به رادیو برد و آن را پخش کرد، و چندی بعد در زمان ورود امام خمینی به ایران صدا وسیما این تصنیف را دوباره طلب می‌کنند و محمدرضا لطفی آن را صدا و سیما می‌رساند .
ایران ای سرای امید؛ بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین رهِ پر خون؛ خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دل ها پرخون است…
شکوهِ شادی افزون است…
سپیده‌ی ما گلگون است
وای گلگون است…
که دستِ دشمن، در خون است
ای ایران، غمت مرساد، جاویدان شکوه تو باد
راه ما؛ راه حق…
راه به روزی‌ ست
اتحاد اتحاد! رمز پیروزی‌ ست…
صلح و آزادی…
جاودانه بر همه جهان، خوش باد
یادگار خونِ عاشقان…
ای بهار ای بهارِ تازه جاودان
در این چمن شکفته باش
 
 

ایران جوان (پایه پنجم)
خواننده : شهرام ناظری
شاعر : ناشناس
آهنگساز : پیمان سلطانی
قطعه سرود ایران جوان یا وطنم که نخستین سرود ملی ایران نامیده شده قطعه‌ای موسیقی بدون کلام با نام سلام شاه بوده‌است که توسط موسیو لومر فرانسوی(موسیقیدان نظامی اعزامی به ایران در دوره قاجار) (۱۲۵۲ ه‍.خ) ساخته شده‌است.
شهرام ناظری در مورد اجرای ایران جوان در گفتگو با روزنامه ایران گفت:
قطعه بدون کلام سرود ایران جوان یا وطنم نخستین بار در دوره قاجار توسط موسیو لومر فرانسوی ساخته شده اما چند سال قبل آقای «پیمان سلطانی» یکی از موزیسین‌های ما همت کرد و این آهنگ کوچک و مختصر را به یکی از بزرگان و عزیزان ادبیات و فرهنگ کشور یعنی «بیژن ترقی» داد و وی هم شعر زیبای ایران جوان را روی آن گذاشت. من و پیمان سلطانی چهار سال قبل از اینکه این کار توسط خواننده دیگری خوانده و پخش شود با هم قرار گذاشتیم که تمامی سرودهایی که از دوره قاجار تا امروز در مورد ایران ساخته شده را دومرتبه احیا کنیم و در نتیجه با هم تعهد کردیم و یک قرارداد بسته شد. سرود «ای ایران» و سروده‌های دیگری که قبلاً موسیقیدانان ایران مثل مین باشیان، کلنل وزیری و دیگران ساخته بودند هم جزو این سرودها قرار داشت. ما قرار بود که تقریباً حدود ۱۴ سرود به جا مانده از دوره قاجار تا به امروز را مجدداً اجرا کنیم.
نامِ جاوید وطن صبحِ امید وطن
جلوه کن در آسمان همچو مهرِ جاودان
وطن ای هستیِ من شور و سرمستیِ من
جلوه کن در آسمان همچو مهرِ جاودان
بشنو سوزِ سخنم که هم‌آوازِ تو منم
همه جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم!
بشنو سوزِ سخنم که نواگر این چمنم
همهٔ جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم!
همه با یک نام و نشان به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان ز صلابتِ ایران جوان
به اصالت ایران کهن ز صلابتِ ایرانِ جوان
 

ایران من (پایه ششم )
خواننده همایون شجریان
شاعر: پوریا سوری
آهنگساز: سهراب پورناظری
 
نزدیک یک ماه کار مشترک با سهراب پورناظری هنرمند و سختگیر و دریچه‌هایی که او با سحر ساز و ذهن زیبایش به روی کار می‌گشود، ساحت‌های مختلفی از ایرانی را که می‌شناسیم کلمه کرد و در شعر نشاند. نوشتن از تکه‌های تنی که روزی ایران بوده است، از بلخ و سمرقند و کابل و خوارزم... نوشتن از سربازانی که جانشان را فدا کردند تا امروز این زمین برای ما نامش «وطن» بماند و بخوانیمش «ایران من»... نوشتن از ظلم‌هایی که بر این خاک رفته و می‌رود و نوشتن از غرور و سرفرازی‌اش، از سروی که سرافراز ایستاده و نفس می‌کشد، نفش می‌کشیم.و گریز زدن به «مرغ سحر»ی که ناله‌ی جانسوز ایرانیان است و ایران زیبا، ایران سربلند و ایران ماندنی تا هست از این شعر و اجرایش توسط استاد آواز ایران خاطره دارد... زیاده گویی نکنم؛ نوشتن از ایران، شیرین‌ترین و سخت‌ترین کاری بود که در عرصه شعر تا امروز انجام داده‌ام... و نگاه دقیق همایون شجریان به جمع‌بندی این اثر که صلایش «امید» است، کمک بزرگی کرد، اینکه وطن مادر ماست و فرزند زخم‌خورده از همه هم نومید شود، دلش قرص است که «مادر»ش هست، «خدا» هست.
 
آوازخوانی در شبم، سرچشمه‌ی خورشید تو
یار و دیار و عشق تو، سرچشمه‌ی امید تو
ای صبح فروردین من، ای تکیه‌گاه آخرین
ای کهنه سرباز زمین، جان جهان ایران‌زمین
ای در رگانم خون وطن ای پرچمت ما را کفن
دور از تو بادا اهرمن، ایران من ایران من
ای داغدیده بازگو، بلخ و سمرقندت چه شد
صدها جفا ای مادرم دیدی و مهرت کم نشد
از خون سربازان تو، گلگون شده رویت وطن
ای سرو سبز بی‌خزان، ای مهر تو در جان و تن
ای مادرم ایران‌زمین، آغاز تو، پایان تویی
بر دشت من، باران تویی، در چشم من، تابان تویی
ایران من، ایران من
آن مهر جاویدان تویی
ای در رگانم خون وطن، ای پرچمت ما را کفن
دور از تو بادا اهرمن
ایران من ایران من
در ظلمت تاریک شب، مرغ سحر خوان منی
در حصر هم آزاده‌ای، تنها تو ایران منی
اینجا صدای روشنت در آسمان پیچیده است
گویی لبانت را خدا روز ازل بوسیده است
ای مرغ حق در سینه‌ات، با شور خود بیداد کن
آوازخوان شب شکن، بار دگر فریاد کن
ظلم ظالم جور صیاد، آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن
ای در رگانم خون وطن، ای پرچمت ما را کفن
 
 

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش